معين الدين نطنزى

55

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

[ حسام الدين عمر ] و در سنهء ثلاث و تسعين و ستّ مايه ( 693 ه / 1294 م ) حسام الدين عمر كه يكى از امراء جمال الدين خضر بود حكومت لرستان را به تغلب فروگرفت و ملكزادگان صمصام الدين محمود بن نور الدين [ و ؟ ] محمد بن گرشاسف به منازعت برخاستند و به مرور قوتى تمام يافتند . حسام الدين [ عمر ] خواست كه صلحا در ميان آيند و نوعى سازند كه اصلاحى شود ، ميسر نشد . صمصام الدين با لشكرى گران از خوزستان به خرم‌آباد آمد . بعد از آن حسام الدين عمر بدان راضى شد كه از سر خون او بگذرند و بگذارند تا متوجه حج شود . ملتمس او مبذول افتاد و كار حكومت به نام صمصام الدين محمود مقرر شد . بعد از آنكه حسام الدين عمر از حج بيامد ديگر باره فتنه قايم شد و به مدد شهاب الدين الياس روى به صمصام الدين محمود نهاد . ميان ايشان جنگى عظيم واقع شد و محمود را پنجاه و چهار زخم زدند . چون عمر بك مظفر شد پسر طفل او را نيز بكشت . بعد از آن نبيرهء شيخ بزرگوار زين الملة والدين كاموئى كه خواهرش در حبالهء صمصام الدين محمود [ بود ] به درگاه غازان رفت و قصاص طلبيد . يرليغ به احضار عمر بك نافذ شد و پادشاه اسلام به نفس مبارك خود يارغو داشت و از عمر بك پرسيد كه : صمصام الدين محمود را چرا كشتى ؟ او گفت : به جهت آنكه او مرا نكشد . ديگربار پرسيد كه : طفل او را چرا كشتى ؟ او گفت كه : تا روزى انتقام نكند . سلطان غازان به قهر رفت و بفرمود تا او را در سنهء خمس و تسعين و ستّ مايه ( 695 ه / 1296 م ) به عوض خون او قصاص كردند . [ عز الدين محمود ] بعد از آن به حكم يرليغ حكومت لرستان به عز الدين محمود [ بن جمال الدين بن حسين بن بدر الدين مسعود بن شجاع الدين خورشيد ] مقرر شد . او هنوز خرد بود اما جمالى داشت كه در عهد او هيچ‌كس از ترك و تاجيك به حسن او نبود . عم‌زادهء او فلك الدين مسعود به جهت حكومت به عز الدين محمود منازع شد و به اتفاق